دخترک یادش رفت وضو بگیرد و من عاشقانه کشتم اش
دخترک بلد نبود نماز بخواند و من عاشقانه می کشتم اش
دخترک ی نبود و من عاشقانه می کشتم اش
دخترک ....من خودم را کشتم.
پی نوشت های پایان ی:
پی نوشت ویژه: می خواهم از دوستان خوب ام شبنم و مرجان برای قالب قبلی که برای تولدم هدیه داده بودن تشکر کن ام و با اجازه اون ها قالب رو عوض کن ام ...شاید...بازم ...شبنم و مرجان متشکرم...
پی نوشت ۱: نمی دونم چرا وبلاگ ام در بعضی از شهرها مثل اهواز و تبریز و چند شهر دیگر که من اطلاع دارم فیلتر شده است.
پی نوشت ۲: سال ۸۵ با خاطره خوب برای من شروع شد و با دوست ی با عزیزی و ۸۶ با...
پی نوشت ۳: من سخت دلهره دارم از سال جدید...کاش زمان همین جا درست همین جا متوقف شود. در اوجِ دل هره و دل شوره....کاش می ایستاد زمان...کاش
پی نوشت ۴: من خسته ام و انگار این خسته گی دیر زمانی است نمی خواهد از من بگذرد..
پی نوشت ۵: ژان دارک...ژان دارک...ژان دارک...کاش تو نیز...
پی نوشت ۶: سال ۸۶ ...