تبليغاتX
دفتر مشقِ مرده - بازي زمستاني و من

شايد زماني بسيار از اين بازي گذشته ومن از اين قافله سخت عقب‌ام اما چه بايد كرد كه سخت اين‌روزها مشغول پول در آوردن هستم و سخت از مرجان‌ي(ساعت بي‌عقربه) براي دعوت‌اش تشكر مي‌نماييم.

همه به اين بازي آشنا هستند پس بي‌مقدمه.

 

1-   من هادي اكبري اعتراف مي‌‌كنم در تمام 3 سال اول دانشگاه كه مبلغ مبارك قبض تلفن مي‌‌اومد بيش از 80% آن متعلق به من بوده، و من از اون‌جا كه كسي به روش من آشناي نداشت، سو استفاده مي‌كردم به اين صورت كه از آن‌جا كه تلفن‌هاي ما شماره‌گير نداشت  اين حقير با استفاده از شاسي شماره‌گيري مي‌نموده و هيچ‌كس از اين اتفاق خبر نداشت.

2-   من هادي اكبري اعتراف مي‌‌كنم به شدت خودخواه هستم و اعتماد بنفس‌ام در حد ... تا اون‌جا كه فقط به علت داشتن يك عدد اطلاعات ناقابل در مورد  هر چيز خود رو متخصص در اون زمينه نشان داده و اعتماد همه رو جلب كنم.

3-   من هادي اكبري اعتراف مي‌‌كنم در تمام 5 سال تحصيل‌آم به اندازه 2 ماه سر كلاس نبوده‌ام و در حال حاضر نمي‌‌دونم چگونه اين دانشگاه دارد تمام مي‌شود.

4-   من هادي اكبري اعتراف مي‌كنم تمام اجراهاي تاتري‌ام در دوران دانشگاه را 2 روزه آماده كرده‌ام و تحت عنوان سبك جديد تاتري به خورد تماشاچيان و داوران گران‌قدر داده و هنوز هم در عجب‌‌ام اين‌همه جوايز از چه‌بابت بوده.

5-      من هادي اكبري بي‌شتر از اين اعتراف نمي‌كنم زيرا باعث اتفاقات بسيار بدي در هر زمينه براي اينجانب شده و نمي‌خواهم...

 

تمام.

بايد 5 نفر رو دعوت كنم به اين‌بازي و من اصلاً نمي‌‌دونم كي رو بايد دعوت كنم آخه همه وارد اين بازي كثيف شده‌اند و خود را تا حدودي ...داده‌‌اند

 

من به ژان‌دارك قول داده‌‌ام...

نوشته شده در سه شنبه 12 دی1385 توسط هادی اکبری | لينک ثابت |