تبليغاتX
دفتر مشقِ مرده - تنهايي سكوت

اين هفته‌ها لحظه‌هايم تنهايي را هلهله مي‌كنند و ذهن‌ام چراغاني سكوت تنهايي‌‌ است،

 و تو كاش مي‌آمدي و براي‌ام مي‌گفتي كه ديگر دختر غمگين آن طرف ميز مرده است.

كاش هيچ‌وقت براي لحظه‌هاي خسته‌گي‌ام نبودي، كاش

 

بعد از تحرير1- دل‌تنگ‌ي‌هايم براي وب‌لاگ و ديدن دوستان عزيز زياد، اما چه بايد كرد با اين دل‌مشغولي‌ها و مثلاً شاغل بودن كه حتي هفته‌ها مي‌گذرد و من يادم مي‌آيد كه هيچ‌خبري از خانواده‌ام حتي ندارم و روزها است كه دوستان‌ام بهانه‌اي براي فراموش‌ي‌ام پيدا كرده‌اند.

 

بعد از تحرير2- بايد از هايده‌ي عزيز (مامان آيسان) دوباره براي كتاب‌ها تشكر و سپاس بي‌پايان داشته باشم كه چه لذت‌ي دارد اين خواندن كتاب در برهوت كتاب، و سپاس‌ي ديگر براي مرجان براي بودن‌اش در تمام لحظه‌ها.

 

بعد از تحرير 3- تا بعد يا علي.

 

بعد از تحرير 4- من به ژان‌دارك قول داده‌ام...

 

نوشته شده در شنبه 13 آبان1385 توسط هادی اکبری | لينک ثابت |