تبليغاتX
دفتر مشقِ مرده - تولد دفتر مشقٍ مرده

امروز دفتر مشقٍ مرده ۵ ساله‌گی‌اش را فرياد می‌زند....بچه جيغ نزن؛ کر شدم..

من از سمتٍ صدایٍ خسته‌گیٍ پاهایٍ تو می‌آيم؛
باد می‌وزد و من فراموش کردم خسته‌گی زانوان‌ات را...

کسی نمی‌دونه چرا من حوصله‌يٍ خسته‌گی رو ندارم؟؟

بعد از تحرير۱:
البته تو اين ۵ سال کلی اسباب‌کشی داشتم از پرشين تا بلاگ‌اسپات و بلاگ داريور و...انگار بايد برم يه خونه جدید؛ کسی خونه جديد سراغ نداره...لطفاْ با قيمت مناسب يک خوابه هم بود کفايت می‌کنه؛ ۲۰ متر هم بد نی‌ست ها....

 

۲-گور بابای تولد و این حرف ها...

همین الان خبردار شدم در روز خبرنگار تو این مملکت به دست توانمند شهردار تهران ۴ خبرنگار و یک عکاس  اخراج شدند...

اون قدر گیج شده ام که ...حتماْ نامه رضای ولی زاده عزیز به شهردار تهران رو بخونید....

http://eistgah.blogfa.com/post-122.aspx

بعد تحریر۲:

شاید کمی حال ام به تر شد بهتر بدونم چه باید بنویسم...

تا بعد یا علی

نوشته شده در چهارشنبه 18 مرداد1385 توسط هادی اکبری | لينک ثابت |