تبليغاتX
دفتر مشقِ مرده - من و روزنامه‌نگاري در عصر سگي

سكوت اول:

من براي عاشق شدن وقت ندارم

 

سكوت دوم:

نام كتاب: مجموعه داستان  هاي فرانتس كافكا

نوشته‌ي : خوب معلوم‌اه: فرانتس كافكا

پيام بازرگاني:

همه داستان‌های كافكا اين‌جا است از كلاسيكي  هم‌چون مسخ و...تا داستان‌هاي كوتاه‌تر و پاره‌نوشته‌هاي كه ماكس برود پس از مرگ نويسنده در آورد.

 

سكوت سوم:

من به روزنامه‌نگاري مثل سگ علاقه‌مند شده‌ام و اين روزها سخت ذهن من رو به خودش مشغول كرده و به صورت دهشت‌ناك‌ي ياد دوره‌های روزنامه‌نگاري تو دانشكده افتادم.... والبته اين چند روز باز داشتم مزمزه مي كردم كه امروز يكباره يك پست از تدي پرس(مريم مهتدي)  تحت عنوان استعفانامه من رو متقاعد كرد كه دوباره شروع كنم اگر چه تجربه بيروني نداشته باشم و اوصولاً غير از كارهاي دانشكده و...چيزي در ذهن مبارك نباشد، اما ايمان دارم دوستان گرانقدري كه به شغل روزنامه نگاري مشغول هستند ياري‌گرم خواهند بود، كه البته فعلاً مشغول به مطالعه در مورد ژورناليسم و ...هستم تا بعد از امتحانات پايان ترم كه ديگر حسابي عصبي‌ام كرده به صورت جدي شروع كنم، چه اشكال داره مديريت خونده باشي بعد تاتر كار كني و روزنامه‌نگاري رو هم تجربه كني كه فقط مي‌ماند خوانندگي كه آن  هم در اولين فرصت مشغول خواهيم شد...چه طولاني شد اين سكوت....

 

سكوت چهارم:

حرف‌های حسن ش...يه دوست خيلي عزيز

 من به هیچکس اعتماد ندارم نه آب نه تشنگی

 

سكوت پنجم:

من به ژان‌دارک قول‌داده‌ام...

 

نوشته شده در یکشنبه 14 خرداد1385 توسط هادی اکبری | لينک ثابت |