تبليغاتX
دفتر مشقِ مرده

انگار روزهاي زيادي است كه چيزي ننوشته‌ام، البته فرقي هم نميكند انگار كه بنويسيم يا نه، روزهاي سخت‌ي است اين روزها با گرفتاري‌ها و دل‌مشغولي‌ها و دل‌تنگي‌ها و عصبيت‌ها و دل‌نگراني‌هاش.

بي‌كاري و بي‌پولي و تنهاي تو اين جمع نيز انگار پايان‌ي نيست بر سخت‌ها. و به همه اين‌ها نگراني‌هاي يه عالمه براي كارهاي كه مي‌كنم از ترس نداشتن پشتوانه و ...كه در ظاهر شايد باشند آدم‌هاي كه حمايت‌ام مي‌كنند در پسِ اين طوفان كه مي‌دانم بس فكر بي‌هوده‌ي است.

بگذريم از گلايه از دستِ دوستان و دشمنان كه مي‌دانيم پايان ندارد اين گلايه‌ها.

 

بعد از تحرير 1- توقيف روزنامه شرق را من سخت انتظارش را مي‌كشيدم در دولت‌ي كه بيش‌ترين منتقدين در رسانه را در بين تمام دولت‌ها داشته و نمي‌دانم با تمام انتظارم چرا سخت عصبي شدم و نگران‌تر از گذشته كه اي واي آب به جوي رفته باز نگردد و 8 سال بعد ما تازه مي فهميم چه بر ما گذشته و كاش من نباشم حداقل تا ببينم چه شد و چه گذشت و پشيماني‌هاي ...

 

بعد از تحرير 2- انوشه انصاري هم انگار پريد از فراز سر ما، و من چه دوست داشتم كه ببينم مصاحبه‌اش را با شبكه چهار، و نديديم به علت نداشتن شبكه چهار كه انگار جايگزين‌اش شده شبكه فارس و چه احمق‌اي ام من كه هنوز اين‌جا هستم و زندگي مي‌كنم و مي‌بينم اين روزها رو در پي حماقت اين جماعت... و كاش نشود انوشه انصاري براي ما فريدون‌ زندي‌ها و البته من سخت منتظرم دولت كريمه اين موفقيت را نيز به كارنامه بس درخشان‌اش اضافه نمايد كه در دولت اوست و حق دارد.

 

بعد از تحرير3- كتاب...اين روزها روزهاي خوبي است البته از طرفي كه مي‌رسد كتاب‌هاي از دوستان عزيزي و سخت مشغول‌ام كرده تا پاسي ازشب بدون چاي و هر چيز ديگر، كتاب‌ي چون نيمه تاريك كلماتِ حسين سناپور و دوبليني‌هاي‌ جيمز جويس و داستان‌هاي كوتاه‌ي نويسندگان امريكا گرفته تا درد نوشته مارگريت دوراس و هاويه ابوتراب خسروي و داستان‌هاي احمد آرام و... چه خوب‌اند در پي اين بي‌كتاب‌ي براي من

 

بعد از تحرير 4- نيمه تاريك كلمات حسن سناپور را همان ديروز كه رسيد به دستان مبارك تمام كردم و فهميدم آنچنان هم كتاب محكمي نيست از پي تبليغات‌اش البته چند داستان‌اش لذت‌بخش بود و  وسوسه انگيز براي خواندن آثار ديگرش با اين حال دروغ نيست اگر بگويم بعد از مدت‌ها لذت كتاب خواندن را باز بخشيد به من.

 

بعداز تحرير 5-  گرفتارهاي‌مان در كانون رويش انديشه انگار پايان‌ي ندارد و شما بي‌شتر خواهيد شنيد از اين كانون فرهنگي و هنري و داريم كارهاي بزرگ‌ي انجام مي‌دهيم و سخت منتظر راهنمايي‌هاي شما نيز هستيم براي طرح و اجرا و ... پس كمك‌مان كنيد در اين بازار خراب

 

بعداز تحرير 6- تا بعد يا علي

نوشته شده در سه شنبه 28 شهریور1385 توسط هادی اکبری | لينک ثابت |

روز ميلادِ بزرگ‌مردي كه انسانيت، ظهورِ او را به انتظار نشسته و عدالت، براي پاي‌بوس قدم‌ش لحظه‌شماري مي‌كند. بر تمام منتظران مبارك.

 

كسي‌ مي‌آيد

كسي مي‌آيد

كسي ديگر

 كسي بهتر

كسي كه مثل هيچ‌كس ني‌ست

مثل پدر ني‌ست

مثل انسي ني‌ست

مثل يحيي ني‌ست

مثل مادر ني‌ست

و مثل آن‌كسي‌ست كه بايد باشد

من خواب‌ ديده‌ام كه كسي مي‌آيد

من خواب ديده‌ام.

 

تا بعد يا علي

نوشته شده در شنبه 18 شهریور1385 توسط هادی اکبری | لينک ثابت |

مي‌خواستم از سريال نرگس و ربط‌اش با انرژي هسته‌ي و آب سنگين اراك بنويسم(البته ايمان دارم كه انرژي هسته‌ي حق مسلم ماست) و  يا از حادثه هوايي و حتي عذرخواهي نكردن وزرارت‌خونه و... و هزار تا چيز ديگه كه ديدم اين روزها حسابي سرم شلوغ‌اه، هنوز دومين نشست دانش‌جويان با مسولين شهر رو پشت سر نذاشته كه چند تا برنامه ديگه رديف شدن براي كانون قران و همكاري با شهرداري و حسينيه براي نيمه شعبان تا جلسه با رييس حوزه مقاومت شهر و برنامه‌ريزي براي نشست دانش‌جويان و فرهنگ‌يان با مسولين اداره آموزش و پرورش منطقه و جلسه با بخش‌دار و ... و به همه اين‌ها كارآموزي و پروژه دانش‌گاهي كه هنوز نمي‌دونم بايد چه موضوع‌ي رو براي پروژه انتخاي كنم رو اضافه كنيد با ذكر اين‌ نكته كه همه اين‌ها بايد تا پايان شهريور تمام بشه كه تازه از اول مهر ماه  شروعِ گرفتاري‌هاي ديگه است،

 

 اگه يه مدت نبودم فكر نكنيد نيستم، هر چند كه...

 

ساعت بي‌عقربه مي‌بيني سرم شلوغ‌اه و تو هم هي اذيت كن ما رو...

 

بعد از تحرير 1: انرژي هسته‌ي حق مسلم ماست.

 

بعد از تحرير 2: ربط عنوان با پست رو از بقال سر كوچه‌تون بپرسيد

 

بعد از تحرير 3: اين‌ةا باعث نمي‌شه كه فراموش كنيم انرژي هسته‌ي.....

 

تا بعد يا

نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385 توسط هادی اکبری | لينک ثابت |

گل شب‌بو می‌گه‌: چيه‌؟ دچار ياس فلسفی شدي باز و من با خودم کلنجار می‌روم در ذهن مبارک که شدم که می‌بينم نه بابا از اين خبرا نيست انگاری و بيشتر دچار ياس ادبياتی شدم...شما می‌دونيد ياس ادبياتی چی‌اه؟
بگذريم؛ بابا من دل‌ام کتاب می‌خواد؛ این تقصیر من‌اه که تو جایی زندگی می‌کنم که خبری از یک کتاب‌فروشی نصفه و نیمه هم نیست؟ باور کنید سخت دل‌ام لک زده برای یه عالمه کتاب که دور ورت ریخته و تو شب تا صبح مثل این چیز ندیدها هی می‌خونی و تازه صبح یادت می‌یاد که خواب هم کاری‌ست. بگذریم

بعد از تحریر ۱بی‌ربط: الهام سخن‌گوی محترم دولت مهرپرور فرمودند در هیچ دولت‌ی چون دولت نهم منتقد وجود نداشته؛ از رسانه و...

بعد از تحریر ۲ با ربط: نزدیک‌ترین شهر برای رسیدن به یک کتاب‌ فروشی نصف ونیمه از دهات ما ۸ ساعت راه است

بعد از تحریر ۳ نیمه مرتبط: کسی حداقل از این ای‌بوک‌ها سراغ نداره؟

بعد از تحریر ۴  مخلوط: تا بعد یا علی 

نوشته شده در چهارشنبه 1 شهریور1385 توسط هادی اکبری | لينک ثابت |